سيد عبد الحسين طيب

كلم الطيب 39

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )

كردن و دوختن و پاره كردن و غزل و نقض و غير ذلك از افعال مختلف از وى وقوع مىيابد چون هر يك مقدمات مختلف دارند « 1 » چهارم - اينكه علت موجبه فعل او مسبوق بعلم و اراده و قصد نيست و فاعل مختار فعلش مسبوق بعلم و اراده و قصد است . دليل بر ثبوت قدرت چيست ؟ براى ثبوت قدرت واجب الوجود ادلهء

--> بنابراين فاعل بالطبع آنست كه علم بفعل ندارد و فعل ملايم طبع اوست مانند جذب و امساك هضم در انسان و تمايل هر جسمى بمركز خود ، و فاعل بالقسر آنست كه علم بفعل ندارد و فعل مخالف طبع اوست مانند امراض در انسان و حركت جسم بر خلاف مركز خود . و فاعل بالجبر آنست كه علم بفعل ندارد ولى فعل بدون اراده اوست مانند شرور حاصله احيانا از نفوس خيره و اجبار كسى بر عمل خلاف قصد او ، و فاعل بالرضا آنست كه علم بفعل و اراده دارد و علمش عين فعل و همچنين عين ذات فاعل است مثل انشاء نفس صور خياليه را و فاعل بالعنايه آنست كه علم بفعل و اراده دارد ولى علمش سابق بر فعل و زائد بر ذات فاعل است مثل افتادن انسان از درخت به مجرد تو هم افتادن ، و فاعل بالتجلى آنست كه علم و اراده بفعل دارد ولى علمش سابق بر فعل و عين ذات فاعل است مانند استعمال نمودن انسان قواى نفسانى را ، و فاعل بالقصد آنست كه علم بفعل و اراده دارد ولى مجرد علم بفعل براى وقوع فعل كافى نيست بلكه داعى لازم دارد مانند رفتن ، آمدن ، تكلم ، براى انسان ، و فاعل بالتسخير فاعل مختاريست كه فاعل بالطبع و بالقسر را تحت اراده خود در آورد مانند تسخير قواى طبيعى انسان تحت اراده نفس . و در اينكه افعال الهى از كدام قسم است بين حكماء و متكلمين اختلاف حاصل شد دسته‌اى از حكماء خداوند را فاعل بالتجلى و دسته ديگر فاعل بالعنايه و عرفاء فاعل بالرضا و متكلمين فاعل بالقصد دانسته و هر كدام بر مسلك خود ادلهء اقامه نموده‌اند كه تفصيل آن مربوط بكتب حكمت است و حق آنست كه خداوند فاعل بالقصد است نه به اين معنى كه او نيز مانند انسان قصد و عزم و تصور و تصديقى داشته باشد بلكه به اين معنى كه فعلش از روى حكمت و مصلحت و اراده و مشيت است و تا مصلحت در ايجاد فعلى نباشد اراده و مشيت او بصدور آن تعلق نگيرد و معنى قادر مختار همين است . ( 1 ) توضيح بيشتر اين مطلب در صفحه 42 داده شده .